عزیزم کجایی....تو بی من کجایی؟

 

یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم جمعه عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی
خدایی نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

 

میلاد مبارک

چه زیبا گفته ای.... بی تو ام

Sensizim

بی تو ام

 

Sadece sevmeyi bilenler için söylüyorum

فقط برای کسانی که عاشق شدن رو بلدن میگم

Seviyorsanız allahına kadar

اگه  عاشق کسی هستید...با تمام وجود عاشق باشید

Seviliyorsanız allahına kadar

اگه کسی عاشقتونه...یه معشوق حقیقی باشید

Sevip nankörlük görüyorsanız

اگه دوسش دارید و بی وفایی می بینید...

Boşverin gitsin

بی خیالش شید بره

Beklerim yıllarca beklerim

صبر میکنم...سالها صبر میکنم

Hasretime hasretini eklerim

حسرتت را به حسرتم پیوند میزنم

Beklerim yıllarca beklerim

صبر میکنم...سالها صبر میکنم

Özlemime özlemini eklerim

آرزویت را به آرزویم پیوند میزنم

Seni seni seni seni seviyorum diyemedim yar

تورو...تورو،تورو،تورو دوستت دارم ای یار...

نتونستم بگم دوستت دارم ای یار

Seni seni çok özledim

خیل دلتنگت شدم

Nankörsün güzelim değmezsin

نمک نشناسی عزیزم.ارزشش رو نداری

Aşkın sevdanın kıymetini bilmezsin

قدر عشق و محبت رو نمیدونی

Kala kala bir ben kaldım dünyada sensizim

تک و تنها موندم تو این دنیا...بی توام

Yana yana bir sana yandım dünyada sensizim

سوختم و سوختم برای تو سوختم تو این دنیا...بی توام

Cana cana bir canı sevdim Dünyadaki o can sensin

فقط عاشق یه نفر شدم تو این دنیا...که اون یه نفرم تویی

Sen benim gözbebeğim bitanemsin

تو نور چشممی...یکی یه دونه می...

امشب به وسعت تمامی شبهایی که تو را نداشتم.....
دلم به حال تنهایی خود سوخت.....
در کنار پنجره ام رویای دوست داشتنت را......
به دست اشکهایم می سپارم .....
تا همچون تو در خاطراتم مدفون شوند......
میخواهم تنهایی ام را به آغوش گرمی بفروشم.....
نه به آن مفتی که تو خریدی ......
به بهای سالهای باقی مانده از آینده ام!!!

هیچ ندیدی...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدی
من گیسوی بی شانه شدم.... هیچ ندیدی

آهوی تو با ناز خرامید به صحرا
دنبال تو بی خانه شدم..... هیچ ندیدی

تا زلف گشودی دل ما رفت به تاراج 
گیسوی تو را شانه شدم.... هیچ ندیدی

هر بار که جوشید دلم در تب عشقت 
چون باده ی میخانه شدم..... هیچ ندیدی

آغوش غزالت به غزل باز شد اما 
تا سوی غزلخانه شدم..... هیچ ندیدی

من غرق دو چشمت شده بودم که ببینی 
با موج تو دیوانه شدم..... هیچ ندیدی

 


زنا شخصیت عجیبی دارن,
اونا اگه نسبت به چیزی احساس داشته باشن میچسبن بهش, میخوانش,
و حتما هم بدستش میارن....
زنا اگه به کسی احساس داشته باشن, چیزی جلو دارشون نیس, با همه چیز میسازن....
با بی پولیش, مثله زنی که تو ی اتاق دو در دو با شوهرش پیر شد...

با خطاهاش,
مثله زنی که بخاطر کسی که دوسش داشت با هووش پیر شد...

اونا وقتی کسیو بخوان اصرار میکنن, پا میکوبن به زمین خدا, اونا عشقشونو میخوان, سختیارو نمیبینن...

حتی وقتی مردشون داره با دو دو تاچارتا ی آینده و مشکلات دست و پنجه نرم میکنه اونا هی تصویر عاشقونه میسازن...

اونا فرشــــــــــــــــــــته میشن....

اگه کسی بهتون احساس داره از دستش ندین!
زنا اگه احساس داشته باشن به کسی ،واسش فرشته میشن...

....

لمس تن تو شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....
داغی لبت جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
هم آغوشی با تو هم خوابگی چرک آلودیست
حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشید....
فرزندمان حرام نطفه تربن کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و روح القدس خاتون من.....
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم
یک بوسه ، یک نگاه ، حتی حرامم باد

اگر تو عاشـــقم نباشــــی

نمی بخشمت ...

تو را با دیگری دیدمـــ که گرمـــ گفتگو بودی !!!

با او آهسته راه میرفتی ، سراپا محو او بودی !!!

صدایت کردمـــ ، بر من چو بیگانه نگاه کردی !!!

شکستی عهد دیرین را . . .

                             گنه کردی . . .

                                           گنه کردی . . .

                                                           گناهت را نمی بخشمـــ . . .

سوزوندی منو....


دستای غریب بوسیدن که نداره
آوارگی من خندیدن که نداره
دنیای یه عاشق دزدیدن که نداره

نمیبخشه دلم تمام جور و جفایی که کردی با این دل
نفرین به تو که شدی اسیر یه دنیای تاریک و باطل
بیچاره دلم که شده عاشق ادم دورو و سنگدل
میبینی یه روز جواب تموم کارایی رو که کردی
میخوام ببینم که داری میپوسی و ارزوته که برگردی
اون موقع دیگه نمیبینی از من و دلم جز سردی

سوزوندی من و با طعنه فقط خندوندی و رفتی
بیرحمی چقدر پرپر شدنم رو دیدی و رفتی
حتی یه دفعه حالی از دلم نپرسیدی و رفتی

نمیبخشه دلم تمام جور و جفایی که کردی با این دل
نفرین به تو که شدی اسیر یه دنیای تاریک و باطل
بیچاره دلم که شده عاشق ادم دورو و سنگدل
میبینی یه روز جواب تموم کارایی رو که کردی
میخوام ببینم که داری میپوسی و ارزوته که برگردی
اون موقع دیگه نمیبینی از من و دلم جز سردی

هرگاه از شدت تنهایی ،به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند

 

خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته

 

در می آورم ، می بوسمش ،

 

اندکی نمک به رویش میپاشم

 

دوباره بر سرجایش می گذارم

 

از قول من به آن لعنتی بگویید

 

" خیالش تخت " ...

 

 

من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم