X
تبلیغات
دل شکسته عاشق -

دل شکسته عاشق

خسته ام از نوشتن

وقتی که می دانم در دل سنگ تو جایی برای دوست داشتن نیست

دیگر باور  دارم که قصه ی نا تمام  ما  تا   به ابد نا تمام تمام می شود

دردم را به دشت گلهای شقایق خواهم برد

آنجا که از ابتدا ته به انتها نشان از سوز و سودای عشق دارد

د رد من  درد  عشق

درد تما م گلهای شقایق 

نخواستی که باور کنی

شاید گذشت زمانه تو را به  این باور نزدیک گرداند

شاید...

شاید روزی باور کنی

روزی که تنها خواهی بود

روزی که تنها مونست قاب عکس خالی من باشد

آنگاه که تا آخر دنیا جای خالیم را  پر نتوانی کرد

و هیچگاه   بخشیدنی  در کار نیست

حتی اگر بر سر مزارم با بوی شقایق ها بیایی

 

برای بودن لحظه ها کوتاه است

ای وای دلم پر از احساس است

کاش این دل مغرور کمی می فهمید

که بی عشق  او فقط یک نام است

 

(دل شکسته )

+نوشته شده در ساعت2:53 بعد از ظهرتوسط دل شکسته | |